اصلاحيه پست السلام عليك يا امامزاده سلطان حسين(ع)!!!
Http://bigupload.com/en/file/106286/o-sup2-u-osu.pdf.html
برای دانلود جزوات فارماکولوژی و زنان جلسه هشتم لینکهای بالا را در را نوار ادرس بالای صفحه کپی نمایید
.jpg)
توی این پست می خوام ۲ مورد و اتفاق رو با هم تبریک بگم :

مورداول اینه که تولد حضرت معصومه و روز دختر
دیروز بود پس این روز رو به همه دخترای کلاسمون تبریک میگم و امیدوارم با الگو قرار دادن حضرت معصومه همیشه موفق و پیروز باشند .
مورد دوم اینه که چند روز پیش تولد خانم کبریتی بود که من اول از همه تولدشونو بهشون تبریک میگم و از ایشون به خاطر اینکه این پست رو به موقع نذاشتم عذر خواهی میکنم امیدوارم ایشون بنده رو ببخشند

خانم کبریتی تولدتون مبارک.
از ۵ نفری که حدس زده بودن هر ۵ نفر درست حدس زدن (چقدر این عکس سخت بوده!!!) که این نشان از تابلو بودن آقای جوان نژاد داره(به قول یکی از بچه ها!!) .
در نهایت از آقا علی هم به خاطر این که عکسشون رو در اختیار ما گذاشتن ممنونم![]()
در ضمن برای دریافت جایزه هاتون هم می تونید برین یزد و جایزه تونو از خود علی بگیرین![]()
![]()
درضمن قصد توهین به هیچ قشر گروه و طایفه ای رو هم ندارم. این پست صرفا جهت خواندن و خندیدنه !!
اگه جوک جالب وخنده داری هم دارین می تونید اونو توی نظرات بنویسید.(الببته بارعایت شئونات
)
برای مشاهده جوکها برین ادامه مطلب...
یکی از بچه های کلاس لطف کردند و عکس خودشونو برای ما ارسال کردند . شما هم می تونید نظرتونو راجع به اینکه این شخص کیه بنویسید پس بفرمایید...

![[تصویر: 3.gif]](http://redlink1.com/mydocs/images/3.gif)
می تونید برین ادامه مطلب و ببینین:
این هم از نتایج نظرسنجی :
۱- خانم طرزی ۷ رای
۲- آقای علی محمد سرچمی ۶ رای
۳- آقای حمید رضا شجاعی فر ۴ رای
۴- خانم نارنج کار ۳ رای
۵-آقای محمود رضایی ۲رای
با این حساب خانم طرزی بیشترین رای رو آوردن .حالا از ایشون خواهش دارم آمادگی خودشون اعلام کنند تا هر چه سریعتر صندلی داغ بعدی رو شروع کنیم .
ممنون
میتونم به جرئت بگم با این حجم سوالا رکورد زدین.... دم همه تون گرم .....
بعدازاین حرفا باید خدمتتون عرض کنم برای صندلی داغ بعدی به یه داوطلب احتیاج داریم ....
الزاما هم از خانمها ....
پس از الان می تونید برای صندلی داغ داوطلب بشین والا مجبور می شم این که کی بشینه روی صندلی داغو به رای گیری بذارم واون موقع بخواین یا نخواین باید بشینین روی صندلی .....
پس بسم الله...
یک مرد میانسال با یک لهجه شدید رشتی وارد شد و در حالی که یک ماهی حدودا ده کیلویی دریک کیسه نایلون بزرگ در دستش بود و شروع کرد به تشکر کردن که من عموی فلان کس هستم و شما جان او را نجات دادی و خلاصه این ماهی تحفه ناقابلی است و ...
هر چه فکر کردم "فلان کس" را به یاد نیاوردم ولی ماهی را گرفتم و از او تشکر کردم.
شب ماهی را به خانه بردم و زنم شروع به غرغر کرد که من ماهی پاک نمی کنم! خودم تا نصف شب نشستم و ماهی را تمیز کردم و قطعه قطعه نموده و در فریزر گذاشتم.
فردا عصر وارد مطب که شدم دیدم همان مرد رشتی ایستاده است و بسیار مضطرب است.
تا مرا دید به طرفم دوید و گفت آقای دکتر دستم به دامنت...ماهی را پس بده.........من باید این ماهی را به فلان دکتر بدهم اشتباهی به شما دادم...چرا شما به من نگفتی که آن دکتر نیستی و برادرزاده مرا نمی شناسی؟
من که در سالن و جلوی سایر بیماران یکه خورده بودم با دستپاچگی گفتم که ماهی ات الآن در فریزر خانه ماست. او هم با ناراحتی گفت: پس پولش را بدهید تا برای دکترش یک ماهی دیگر بخرم.
و من با شرمساری هفتاد هزار تومان به او پرداختم. چند روز بعد متوجه شدم که ماجرای مشابهی برای تعدادی از همکارانم رخ داده است و ظاهرا آن مرد رشتی یک وانت ماهی به اصفهان آورده و به پزشکان اصفهانی فروخته است.