اگر رئیس جمهور میشد...



• اگر غرضی رئیس جمهور می شد:
به قول شاعر: "تصور کن، اگه حتی، تصور کردنش سخته!"؛ با رئیس جمهور شدن ایشان طنزنویسان به جلسات هیات دولت دعوت می شدند و کلا همه دور هم می گفتن و می خندیدن؛ نشاط جامعه اینقدر بالا می رفت که دیگر هیچ بیمار روانی در کشور وجود نمی داشت و همه روانشناسان به این دلیل از کار بیکار می شدند!

بعد از چند ماه و با کاهش تورم به زیر صفر، کشور دچار رکود اقتصادی می شد و مسئولان به این فکر می افتادند که حالا باید چیکار کنند؟!

در طی 4 سالی که ایشان رئیس جمهور می بودند تیمی تشکیل می شد پاسخ سوالات فلسفی ایشان را بدهد؛ و بالاخره معلوم شود که آیا فرهنگ در طول حرکت می کند یا در عرض؟! و یا اینکه بالاخره فرهنگ موجودی زنده است یا خیر؟!

در طی این دوران "دولت ضدتورم" ایشان با هرگونه "تورم" مبارزه می کرد و بعد از رفع تورم اقتصاد، به شکم های متورم همشهریان هم پرداخته می شد و دیگر کسی در کشور اضافه وزن نمی داشت!


• اگر جلیلی رئیس جمهور می شد:
از یکدم همه ظرفیت ها آزاد می شدند! همه آدم ها هم با ظرفیت می شدند و دیگر کسی از انتقاد کس دیگری دلخور نمی شد! حتی ظرفیت باک خودروها را هم افزایش می دادند تا با یک باک بنزین بتوانی از اینجا تا محل اجلاس 5+1 بروی، با کاترین مذاکره کنی و برگردی!


• اگر عارف رئیس جمهور می شد:
بالاخره به دکتر می رفت و به دکتر می گفت که: "4سال دل درد گرفتم!"؛ همه معادن را به جاذبه گردشگری تبدیل می کرد و البته مرام لوطی گری و تریپ معرفت را هم در کشور ترویج می داد.


• اگر محسن رضایی رئیس جمهور می شد:
همون موقع اعلام نتایج، کنار می کشید و نفر دوم می شد رئیس جمهور ؛ آقا محسن در بیانیه استعفایش می نوشت: "لذتی که در نامزد شدن هست در انتخاب شدن نیست! من هدفم در این سال ها نامزد شدن بود نه رای آوردن! وقت ندارم رئیس جمهور بشم! می خوام برم مطالعه و تحقیق کنم و برنامه هام رو ارتقا بدم تا 4 سال بعد با برنامه هایی جدید دوباره کاندیدا بشم!"


• اگر قالیباف رئیس جمهور می شد:
تیم مذاکره 5+1 با احترامی ویژه به ایران دعوت می شدند و بعد گازانبری مذاکرات را پیش می بردیم!


• اگر ولایتی رئیس جمهور می شد:
یک واحد درسی با عنوان "چگونه مذاکره کنیم!" به واحدهای درسی دانشجویان اضافه می شد!


• اگر حداد عادل رئیس جمهور می شد:
بعد از چهارسال تازه باورش می شد که این اتفاق افتاده که خیلی دیر بود و زمان ریاستش بر قوه مجریه به اتمام می رسید!


• حالا که دکتر روحانی رئیس جمهور شد:
ابتدا سعی می کند با کلیدش، قفل های زده شده بر رشد اقتصاد و اشتغال را باز کند! اما بعد از مدتی متوجه می شود این قفل ها محکمتر از این حرف ها هستند و از احمدی نژاد می خواهد کلیدها را پس بدهد! اما به دلیل اینکه کلیدها پیدا نمی شوند بالاخره می روند و از یکی از نامزدها گازانبر(!) می گیرند و همه قفل ها را می برند!

روحانی مچکریم!!!

  
 
 به دنبال پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری و جشن های پیروزی مردم در خیابان های شهرهای ایران در روز شنبه (25 خرداد) و بعد از آن پیروزی تیم ملی فوتبال ایران بر کره جنوبی و صعود به جام جهانی، کاهش قیمت دلار ، طلا ، خودرو و ... صفحات طنزی در واکنش به اتفاقات در شبکه اجتماعی فیس بوک ایجاد شده است.


صفحات "روحانی مُچکریم" (روحانی متشکریم)، "شیخ خوش قدم" از جمله این صفحات هستند.
در این دو صفحه، جمله هایی به طنز منتشر می شود و عبارت مشترک همه آنها این است: "روحانی مُچکریم" و در بطن خود ، این پیام را دارند که نباید انتظار داشت با آمدن روحانی همه چیز ، حتی مسائل بی ربط به دولت ، یک شبه درست شود. در واقع ، این اندیشه با جملات طنز و روزمره ، به طور غیرمستقیم بیان می شود.در ادامه مطلب تعدادی از از این موارد را آورده ایم.دو دقیقه وقت بذار بد نیست!!!
ادامه نوشته

freedom

 

ای آزادی !                                                          


تو را دوست دارم، به تو نیازمندم، به تو عشق می ورزم، بی تو زندگی دشواراست، بی تو من هم نیستم ؛ هستم ، اما من نیستم ؛ یک موجودی خواهم بود توخالی ، پوک ، سرگردان ، بی امید ، سرد ، تلخ ، بیزار ، بدبین ، کینه دار ، عقده دار ، بیتاب ، بی روح ، بی دل ، بی روشنی ، بی شیرینی ، بی انتظار ، بیهوده ، منی بی تو یعنی هیچ! ...

ای آزادی !

من از ستم بیزارم، از بند بیزارم، از زنجیر بیزارم، از زندان بیزارم، از حکومت بیزارم، از باید بیزارم، از هر چه و هر که تو را در بند می کشد بیزارم.

ای آزادی !

چه زندان ها برایت کشیده ام !

و چه زندان ها خواهم کشید و چه شکنجه ها تحمل کرده ام و چه شکنجه ها تحمل خواهم کرد. اما خود را به استبداد نخواهم فروخت، من پرورده ی آزادی ام، استادم علی است، مرد بی بیم و بی ضعف و پر صبر، و پیشوایم مصدق، مرد آزاد، مرد، که هفتاد سال برای آزادی نالید.

من هرچه کنند، جز در هوای تو دم نخواهم زد. اما، من به دانستن از تو نیازمندم، دریغ مکن، بگو هر لحظه کجایی چه می کنی؟ نا بدانم آن لحظه کجا باشم، چه کنم؟ ...

(دکتر علی شریعتی / خود سازی انقلابی)                            

                                                          

                                                             

عکس هایی از تمرین دختر موتورسوار ایرانی در کوه ها

عکس هایی از تمرین دختر موتورسوار ایرانی در کوه ها / www.irannaz.com

دختر موتورسوار در کوه های اطراف تهران خود را برای شرکت در تورنمنت های بین المللی آماده می کند!

نورا نراقی که در تنها مسابقه موتورسواری بانوان ایران در سال 1388 قهرمان کشور شده پس از دریافت گواهینامه بین المللی شرکت در مسابقات حرفه ای این رشته از آمریکا ، در کوه های اطراف تهران تمرین می کند تا برای شرکت در تورنمنت های بین المللی آماده باشد.
 
برای دیدن بقیه تصاویر تمرین این دختر با اراده به ادامه مطلب مراجعه کنید.
 
راسی نظر شما درباره موتورسواری این دختر چیه؟ منتظر نظرتون هستم!
ادامه نوشته

به یاد دکتر علی شریعتی

دوستی یک حادثه است و جدایی یک قانون بیایید حادثه ساز و قانون شکن باشیم.     

           دکتر علی شریعتی                                                                                                    

 امروز ۲۹ خرداد سالروز درگذشت دکتر علی شریعتی است. همه بیاییم برای ادای احترام به معلم شهید انقلاب فاتحه خوانده و یکی از جملات خواندنی وی را برای حفظ یاد و خاطره اش در وبلاگ کلاسمان و در این پست که به عشق او گذاشته شده بنویسیم.هر کامنت مساوی عرض ارادت به شهید قلم و روشنگر دهه های اخیر

 

صرفا جهت اطلاع!!!

سلام

مدتها بود كه يه دوستاي مشترك من و شما تو خوابگاه سر من و تو دانشگاه سر همه رو ميخورد.البته از حق نگذريم شعراي باحالي بود كه البته آدم بي هنري مثل من خيلي ازشون سر در نمي آورد ولي آدماي پايه و شعر دوست دركش ميكردند.حالا خواستم يه مژده بدم اونم اينكه بچه شاعروعاشق پيشه خوابگاه بالاخره حاضر به رونمايي از اشعارش شد و با تاسيس وبلاگ رستخيز عشقش هممونو به فيض رسوند.اين پست يه پست صرفا جهت اطلاعي بود تا هركي ميخواد با اشعار گرانمايه نفر برتر 3 سال اخير جشنواره شعر كشوري آشنا شه و البته با نظرات گرم و انتقاديش بش حال بده!البته كسي نمي تونه باور كنه شخصيت جنجالي او در ترم گذشته چنين قريحه ملايم و لطيفي داشته باشه!من كه بش سر ميزنم شما هم يه سري بزنيد به تلف كردن وقتتون مي ارزه!!!

رستخیز عشق

قرآن من شرمنده توام!!!

 

قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگي ساخته ام كه

 هر وقت در كوچه مان آوازت بلند ميشود همه از هم

 ميپرسند " چه كس مرده است؟ " چه غفلت بزرگي كه

مي پنداريم خدا ترا براي مردگان ما نازل كرده است .

 قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از يك نسخه عملي به يك

 افسانه موزه نشين مبدل كرده ام . يكي ذوق ميكند كه ترا

بر روي برنج نوشته،‌يكي ذوق ميكند كه ترا فرش كرده ،‌يكي ذوق ميكند كه ترابا طلا نوشته ،‌يكي به خود

 ميبالد كه ترا در كوچك ترين قطع ممكن منتشر كرده و ... ! آيا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازي كنيم ؟

 

قرآن ! من شرمنده توام اگر حتي آنان كه ترا مي خوانند و ترا مي شنوند ،‌آنچنان به پايت مي نشينند

كه خلايق به پاي موسيقي هاي روزمره مي نشينند . اگر چند آيه از ترا به يك نفس بخوانند مستمعين

 فرياد ميزنند " احسنت ...! " گويي مسابقه نفس است ...

قرآن !‌ من شرمنده توام اگر به يك فستيوال مبدل شده اي حفظ كردن تو با شماره صفحه ،‌خواندن تو از

 آخر به اول ،‌يك معرفت است يا يك ركورد گيري؟ اي كاش آنان كه ترا حفظ كرده اند ،‌حفظ كني ، تا اين

 چنين ترا اسباب مسابقات هوش نكنند .

 خوشا به حال هر كسي كه دلش رحلي است براي تو

 آنانكه وقتي ترا مي خوانند چنان حظ مي كنند ،‌گويي كه قرآن همين الان به ايشان نازل شده است.

آنچه ما باقرآن كرده ايم تنها بخشي از اسلام است كه به صليب جهالت كشيديم!

 

                                                             

 

 

 

                                                               

                                     

 

 

 

 

 

 

 

                                                            

 

                                                          

                                                             .

 

 

                                                              .

 

 

 

                                                          

 

 

 

 

 

 

 

                                                           ! 

 

 

 

 

                                                          

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                                      

 

خصوصیات زندگی در تهران

*تهران تنها شهری است که در آن دو نفر روی دوچرخه می نشينند، چهار نفر روی موتورسيکلت می نشينند، شش نفر توی ماشين می نشينند، ۲۵ نفر توی مينی بوس می نشينند و ۶۰ نفر سوار اتوبوس می شوند!

*تهران تنها شهری است در دنيا که پياده ها حتما از وسط خيابان رد می شوند، اتومبيل ها حتما روی خط عابر پياده توقف می کنند و موتورسيکلت ها حتما از پياده رو عبور می کنند!

*تهران تنها شهر دنياست که در آن هميشه همه چراغ ها قرمز است، اما هر کس دوست داشت از آن عبور می کند!

*در تهران از همه جای ماشين ها صدا در می آيد، جز از ضبط صوت آنها!!!!

*در تهران هيچ جای خانمها با وجود مانتو و شلوار و روسری معلوم نيست، با اين وجود مردها باز هم نگاه می کنند!!!!

*همه در خيابان ها و پارک ها با صدای بلند با هم حرف می زنند، جز سخنرانان که صداشون رو نمی شنوی!!

*تهران تنها شهری است در دنيا که همه صحنه های فيلمهای بزن بزن را در خيابان های شهر می توانيد ببينيد، اما تماشای اين فيلمها در سينما ممنوع است!!

*ماشين ها در کوچه های تنگ با سرعت ۷۰ کيلومتر حرکت می کنند، در خيابانها با سرعت ۲۰ کيلومتر حرکت می کنند و در بزرگراهها پارک می کنند تا راه باز شود!!!

*و تهران تنها شهری است در دنيا که در شمال شهرمردم در سال ۲۰۰۸ ميلادی زندگی می کنند و در جنوب شهر در سال ۷۰ هجری قمری !!!!!!!!!!

حماسه سازان كلاس دودر كن !سكوت تاكي؟؟


با توجه به تدريس حكيمانه وبدون عيب استاد عسگري !وهمچنين با عنايت به حضور همه كلاس در بحث هاي زبان ! خواستم تا نكاتي را يادآور شوم :

1-     1- وقتي از اكابر ترم بالايي  در خصوص كلاس پر بازده استاد جويا شديم متوجه شديم كه آنها در امتحان ميان ترم به دروس 5يا نهايتا 6 رسيده بودند كه باتوجه به سير صعود ي ما احتمالا تا ميان ترم به درس 12 ميرسيم.!!!

2-      2-چرا انقدر غير فعاليم كه ايشان به راحتي وبي دغدغه يك درس راتدريس كند (ببخشيد يكreading !! ) وبگويد من از سرعتم كم نمي كنم خواهشا هر چه سوال با خود و بي خود داريد براي اتلاف وقت بپرسيد اميد است حداقل پيش از عيد كتاب تمام نشود.!!

3-     3-   lecture را جدي بگيريم حتي اگر نمره ي اكتسابي كم وفاقد ارزش باشد به كشتن وقت گرانمايه ي استاد كه با سرعت نور به پيش ميرود مفيد فايده است .!!!

 

استاد مي تواند ... ما نمي توانيم ... ولي مي توانيم جلوي توانايي هاي استاد(تدريس سه سوته) را بگيريم.

 

         دست به دست هم دهيم به مهر                 كلاس خويش را كنيم آزاد(از بند استاد)

 

                                                                 نيازمند ياري سبزتان هستيم....

                                                            Medicine team of msku89               

 

منتظر ايده هاي جنجالي شما در حل بحران كنوني هستيم....                                 

اشعاري تقديم به حماسه سازان كلاس دودركن

همه جور تعطيلي دو روز پشت سر هم داشتيم از آب و هواي آلوده به گازهاي صنعتي تا آب و هواي پر از شن و ريگ(خس و خاشاك!)،تا كمبود برق و تعطيلي همه ادارات در فصل گرما- اما هيچ كدوم طعم حماسهmsku89ها رو نمي داد.

من هم در اين مجال خوش كلاس دو در شدگي شعري را تقديم مي كنم:

ادامه نوشته

تفاوت آقایون و خانومها

قهوه تلخ:
فرض کنید چند زن و مرد در اتاقی نشته اند و ناگهان سریال قهوه تلخ شروع به پخش می شود. مردها فورا هیجان زده شده و شروع به خنده و همهمه میکنند، و حتی ممکن است ادای جهانگیر شاه دو لو را نیز درآورند. زنان چشمانشان را برگردانده و با گله و شکایت منتظر تمام شدنش میشوند.

دست خط:
مردها زیاد به دکوراسیون دست خطشان اهمیت نمیدهند. آنها از روش “خرچنگ غورباقه” استفاده میکنند. زنان از قلم های خوشبو و رنگارنگ استفاده کرده و به “ی” ها و “ن” ها قوس زیبایی میدهند. خواندن متنی که توسط یک زن نوشته شده، رنجی شاهانه است. حتی وقتی می خواهد ترکتان کند، در انتهای یادداشت یک شکلک در انتها آن میکشد.

حمام:
یک مرد حداکثر ۶ قلم جنس در حمام خود دارد – مسواک، خمیر دندان، خمیر اصلاح، خود تراش، یک قالب صابون و یک حوله. در حمام متعلق به یک زن معمولی بطور متوسط ۴۳۷ قلم جنس وجود دارد. یک مرد قادر نخواهد بود اغلب این اقلام را شناسایی کند.

خواروبار:
یک زن لیستی از جنسهای مورد نیازش را تهیه نموده و برای خریدن آنها به فروشگاه میرود. یک مرد آنقدر صبر میکند تا محتویات یخچال ته بکشد و سیب زمینی ها جوانه بزنند. آنگاه بسراغ خرید میرود. او هر چیزی را که خوب بنظر برسر می خرد.

بیرون رفتن:
وقتی مردی میگوید که برای بیرون رفتن حاضر است، یعنی برای بیرون رفتن حاضر است. وقتی زنی میگوید که برای بیرون رفتن حاضر است، یعنی ۴ ساعت بعد وقتی آرایشش تمام شد، آماده خواهد بود.

گربه:
زنان عاشق گربه هستند. مردان میگویند گربه ها را دوست دارند، اما در نبود زنان با لگد آنها را به بیرون پرتاب میکنند.

آینه:
مردها خودبین و مغرور هستند، آنها خودشان را در آینه چک میکنند. زنان بامزه اند، آنها تصویر خود را در هر سطح صیقلی بازدید میکنند — آینه، قاشق، پنجره های فروشگاه، برشته کننده ها، سر طاس آقای زلفیان…

تلفن:
مردان تلفن را به عنوان یک وسیله ارتباطی برای ارسال پیامهای کوتاه و ضروری به دیگران در نظر میگیرند. یک زن و دوستش می توانند به مدت دو هفته با هم باشند و بعد از جدا شدن و رسیدن به خانه، تلفن را برداشته و به مدت سه ساعت دیگر با هم شروع به صحبت کنند.

آدرس یابی:
وقتی یک زن در حال رانندگی احساس میکند که راه را گم کرده، کنار یک فروشگاه توقف کرده و از کسی که وارد است آدرس صحیح را میپرسد. مردان این را به نشانه ضعف میدانند. آنها هرگز برای پرسیدن آدرس نمی ایستند و به مدت دو ساعت به دور خودشان میچرخند و چیزهایی شبیه این میگویند: “فکر کنم یه راه بهتر پیدا کردم،” و “میدونم که باید همین نزدیکی باشه، اون مغازه طلا فروشی رو میشناسم.”

پذیرش اشتباه:
زنان بعضی اوقات قبول میکنند که اشتباه کردند. آخرین مردی که اشتباهش را پذیرفته ۲۵ قرن پیش از دنیا رفته است.

فرزند:
یک زن همه چیز را در مورد فرزندش می داند: قرارهای دکتر، مسابقات فوتبال، دوستان نزدیک و صمیمی، قرارهای رمانتیک، غذاهای مورد علاقه، اسرار، آرزوها و رویاها. یک مرد بطور سربسته و مبهم فقط میداند برخی افراد کم سن و سال هم در خانه زندگی میکنند.

لباس شیک پوشیدن:
یک زن برای رفتن به خرید، آب دادن به گلهای باغچه، بیرون گذاشتن سطل زباله و گرفتن بسته پستی لباس شیک می پوشد. یک مرد فقط هنگام رفتن به عروسی و یا مراسم ترحیم لباس رسمی برتن میکند.

شستن لباسها:
زنان هر چند روز یک بار لباسهایشان را میشویند. مردها تک تک لباس های موجود در کمد، حتی روپوش و اونیفرم جراحی هشت سال پیش خود را می پوشند و هنگامیکه لباس تمیزی باقی نماند، یک لباس کثیف بر تن نموده و کوه ایجاد شده از لباسهای چرک خود را با آژانس به خشک شویی منتقل میکنند.

عروسی:
هنگام یاد کردن از عروسی ها، زنان در مورد “مراسم جشن” صحبت میکنند، مردان درباره “میهمانی های دوران مجردی.”

قرار بزرگ در 9/9/99

سلام

چند وقت پیش به این فکر افتادم که شاید پس از ۷ سال دیگر یکدیگر را نبینیم و مثل خیلی اوقات فقط در خاطرات هم باشیم.حالا من می خواهم یک پیشنهاد جالب و شاید عجیب بدم اونم این که بیایید همگی با هم عهد ببندیم که در تاریخ به یادماندنی ۹/۹/۹۹ ساعت ۹:۰۹:۰۹ صبح جلوی دانشکده پزشکی آمده و خاطرات سالهای شیرین تحصیل را مرور کنیم.حتی اگر ازدواج کرده باشیم با همسرانمان و یا احیانا فرزندانمان به این قرار بزرگ پای بگذاریم.

خواهشا با نظرات خود این میثاق نامه را امضا کنید.

بعضی از ادعا های خانوم های کم توقع

 

می توانی خوشحال باشی، چون من دختر كم توقعی هستم.

اگر می گویم باید تحصیلكرده باشی، فقط به خاطر این است كه بتوانی خیال كنی بیشتر از من می فهمی!

اگر می گویم باید خوش قیافه باشی، فقط به خاطر این است كه همه با دیدن ما بگویند"داماد سر است!" و تو اعتماد به نفست هی بالاتر برود!

اگر می گویم باید ماشین بزرگ و با تجهیزات كامل داشته باشی، فقط به این خاطر است كه وقتی هر سال به مسافرت دور ایران می رویم توی ماشین خودمان بخوابیم و بی خود پول هتل ندهیم!

اگر از تو خانه می خواهم، به خاطر این است كه خود را در خانه ای به تو بسپارم كه تا آخر عمر در و دیوارآن، خاطره اش را برایم حفظ كنند و هرگوشه اش یادآور تو باشد!

اگر عروسی آن چنانی می خواهم، فقط به خاطر این است كه فرصتی به تو داده باشم تا بتوانی به من نشان بدهی چقدر مرا دوست داری و چقدر منتظر شب عروسیمان بوده ای!


اگر می گویم هرسال برویم یك كشور را ببینیم، فقط به خاطر این است كه سالها دلم می خواست جواب این سوال را بدانم كه آیا واقعا "به هركجا كه روی آسمان همین رنگ است"؟! اگر تو به من كمك نكنی تا جواب سوالاتم را پیدا كنم، پس چه كسی كمكم كند؟!


اگر از تو توقع دیگری ندارم، به خاطر این است كه به تو ثابت كنم چقدر برایم عزیزی!

و بالاخره...
اگر جهیزیه چندانی با خودم نمی آورم، فقط به خاطر این است كه به من ثابت شود تو مرا بدون جهیزیه سنگین هم دوست داری و عشقمان فارغ از رنگ و ریای مادیات است

سندی که خرخون کلاس را لو داد!!!

پس از بالا گرفتن زمزمه ها در خصوص برگزاری انتخابات ریاست کلاسی علی جوان نژاد امشب در آستانه انتخابات حیاتی ترم ۲ یکی از گزینه های لیست سیاه خرخون های حال به هم زن را منتشر کرد.در صدر این فهرست حمید شجاعی فر منتقد عملکردی وی به چشم می خورد.البته عکسی که توسط سربازان گمنام رشته پزشکی به دست آمده نشان می دهد ادعای جوان نژاد تنها یک پرونده سازی نبوده و این حقیقت محض است.امیدواریم شجاعی فر طی برنامه ای آنلاین روی وبلاگ پاسخ اتهامات وارده در خصوص درس خواندن بین رستی را بدهد.البته دیگر خر خونها نیز به گوش باشند.سربازان گمنام پزشکی با حکم قانونی حق عکس برداری ناگهانی از دیگر خرخونها را نیز دارند!!!!

برای رویت سند ادعایی به ادامه مطلب بروید.

ادامه نوشته

چه کسانی در کلاس چپ دست و چه کسانی راست دستند؟

گفتم حالا که تاریخ تولد گذاشتن با این استقبال روبه رو شده یه باره دست چپ بودن یا راست دست بودنمون را هم بگیم.ضمنا هر کسی بعد از اعلام این مطلب با یه جمله کوتاه دست چپ یا راست بودنشو تعریف کنه. از خودم شروع می کنم:

۱-احسان دادگستر      چپ دست (از اقلیت جهان که هیچ وقت صندلی مناسب نوشتن به او ندادند حتی سر جلسه حیاتی کنکور! )

نمازهای بی ارزش من و تو  از دکتر شریعتی         

پدرمومن من ... مادر مقدس من ... نماز تو يک ورزش تکراري است بدون هيچ اثر اخلاقي و اصلاح عملي و حتي نتيجه بهداشتي ! که صبح و ظهر و شب انجام مي دهي اما نه معاني الفاظ و ارکانش را مي داني و نه فلسفه حقيقي و هدف اساسي اش را مي فهمي. تمام نتيجه کار تو و آثار نماز تو اين است که پشت تو قوز درآورد و پيشاني صافت پينه بست و فرق من بي نماز با تو نمازگزار فقط اين است که من اين دو علامت تقوي را ندارم!
ادامه نوشته

شریعت مطهر

اگر به شخصیت دکتر شریعتی و اندیشه هایش علاقه دارید

این متن تقدیم شما...

ادامه نوشته